زندگی پای و چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون شجریان و مولانا

پای در جریان زندگی از کودکی در راستای فطرت جداجویانه خودش به دنبال حقیقت بود و در همین خط با ادیان مختلف روبرو میشه و در نهایت خداوند چهره واقعی خود را در پس حوادث مختلف به اون نشون میده.


ارتباط عجیب و زیبای بین شعر مولانا

(چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون تنم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون) و این فیلم به نویسندگی یان مارتل که به نظر خودم میتونه امری فطری باشد، من رو ترغیب کرد که این کلیپ رو بسازم و به نظر خودم کاملا منطبق بر هم دراومده و جالب شده. شما هم نظر بدید.


اگر عمیق به کلیپ و معنای شعر و صحنه ها و اتفاق ها دقت کنید میبینید که از ابتدا تا انتها با هم همخوانی دارد. خوبی این فیلم و این کلیپ اینه که سهل ممتنع هستش. تمامی نماد های بکار گرفته شده در فیلم زندگی پای نیز دارای فلسفه مشترک با عرفان ایرانی هستش.
به عنوان مثال نهنگ نمادی از عشق و استغنا هستش که در این فیلم وقتی آقای پای تمام مواد اولیه برای حیاط رو از قایق بیرون میاره که در نقطه امن و دور از ببر که نمادی از خودش بود نگه داره، نهنگی هم برارد سر و اون رو بی نیاز از همه متعلقات میکنه.